
هر شاخه ای که از باغ برون آرد سر در ميوه آن طمع کند راهگذر
خورشيد حقيقت همواره در آسمان دلهاى باورمند طلوع مى كند و با حـضـور نور, ظلمتـهاى ضـلالت غروب مى كند. از آن روز كه بـاغبـان هدايت, محمد(ص), پاى بـر گلستان هستى نهاد, بـا دستان الهى خود بـذر حقيقت را در سرزمين وجود انسانها بـيافشاند و معرفت را كه دردانه گمشده فطرتها بود, به ارمغان آورد.
آرى; از آن روز گلهاى بينش و بصيرت يكى پس از ديگرى شكفتند و در گستره گيتى عطرافشانى كردند. او نماز را آورد تا ستونى محكم براى بناى انسانيت باشد و تنديسى براى تقوا ساخت بـا حكم روزه, و حـج را كه كنگره اى همه ساله بـود, تـا مسلمانان دين بـاور بـه زيارت خدا و بندگان خدا روند و ... .
و آن گاه كه اكسير معرفت در جان مومنان جـاى گرفت و بـرجـهاى بـلند اصول دين و فروع آن از منظر آنان هويدا گشـت, حـكمى ديگر آمد. حكمى به عظمت همه زيباييها و حكمتها; حكم حجاب.
در مدينه, آنجـا كه مدنيت و تـمدن جـلوه گر مى شـود, بـايد بـا قانونهاى انسانى و الهى زيست و ((حجـاب)) , قانونى است الهى كه تجلى تمدن است.
رسـول خـدا(ص), آن گـاه كـه شـناخـت و معـرفـت, ميهمان دلهاى مسلمانان شد, حكم حجـاب را آورد; تـا بـا آگاهى و بـصيرت آن را پذيرا بـاشـند; يعنى احـكام ديگر در مكه بـيان شـد و حـجـاب در مدينه النبى.
حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بـشرى و بـويژه جوامع اسلامى مطرح اسـت. همواره اين دو واژه در كنار هم بـه كار بـرده مى شوند و در نگاه اول بـه نظر مىآيد هر دو بـه يك معنا بـاشند, اما با جستجو در متون دينى و فرهنگنامه ها بـه نكته قابـل توجهى مى رسيم و آن تفاوت اين دو واژه است.
در بـرخى كتـب لغت حجاب را اين گونه تـعريف كرده اند: الحجاب:
المنع من الـوصـول; حـجـاب يعـنى آنچـه مانع رسـيدن مى شـود.
برخى گفته اند: حجب و حجاب هر دو مصدر و بـه معناى پنهان كردن و منع از دخول است.و به عنوان شاهد آيه شريفه ((و من بـيننا و بينك حجاب))
را ذكر كرده اند.
در ديگر كتـابـهاى لغت حجـاب را بـه معناى ((پـرده)) آورده و نوشته اند: امرإه محجوبـه(محجبـه); زنى كه پوشانيده است خود را به پوشاندنى.
درمى يابـيم حجاب امرى ظاهرى و در ارتبـاط بـا جسم است, اگر چه اين پـوشش بـرخاسته از اعتقادات و باورهاى درونى افراد است, ولى ظهور در نشئه مادى و طبيعى دارد; يعنى پوشش ظاهرى افراد و بـويژه زنان را حجاب مى گويند, كه مانع از نگاه نامحرم به آنان مى شود.
عفاف نيز داراى معانى گوناگونى است, كه در مجموع تعريف كاملى را بـه ما خـواهد داد. راغـب اصـفـهانى در ((مفـردات القـرآن)) مى نويسد: العفه حصول حاله للنفس تـمتـنع بـها عن غلبـه الشهوه; عفت حالتى درونى و نفسـانى اسـت كه تـوسـط آن از غلبـه شهوت جلوگيرى مى شود.
البته قابـل ذكر است كه در قرآن كريم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است; گاه بـه معناى خودنگهدارى و پـاكدامنى است كه در مورد برخى افـراد آمده اسـت, مانند; و ان يسـتـعـفـفـن خـير لهن و: وليستعفف الذين لا يجدون نكاحا.
در ادامه تـوضيح بـيشتـرى در بـاره اين آيات خـواهد آمد. گاه ((عفت)) به معناى قناعت آمده و مسايل مالى مورد نظر است, نظير; و من كان غنيا فليستعفف و من كان فقيرا فليإكل بالمعروف; و آن كس كه توانگر است, بايد(از گرفتـن اجرت و سرپـرستـى)خوددارى كند و آنكه تهيدست است, مطابق عرف بخورد.
آنچـه در اين مقاله مورد نظر ما اسـت, مفهوم اولى اسـت; يعنى خودنگهدارى از شهوت و مسايل جـنسى; اگر چه مى تـوان بـراى هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضررى به مفهوم آن نمى خورد.
ديگر كتب لغت نيز آورده اند: تعفف(عفت داشتن): نگاه داشتن نفس از انجام حرام و درخواست از مردم است.
برخى از لغت شناسان, عفت را بـه معناى ((ترك شهوات و پاكى خوى و جسم)) آورده اند.
از مجموع معانى ذكرشده براى حجاب و عفاف مى تـوان نتـيجه گرفت كه عفاف نوعى حجـاب درونى است كه انسان را از گناه بـازمى دارد.
حفظ چشم, گوش, قلب و تمامى اعضا و جوارح از هر گونه خطا و گناه عفاف است كه حاصل اين عفت و حجـاب درونى, پـوشش ظاهرى است. بـه تـعبـيرى لطيف تـر; حـجـاب ميوه عفاف اسـت و عفاف ريشـه حـجـاب. بـرخى افراد ممكن است حجـاب ظاهرى داشتـه بـاشند, ولى عفاف و طهارت باطنى را در خويش ايجاد نكرده بـاشند. اين گروه, از حجاب تنها پوسته اى و ظاهرى بى معنا دارند, و از سوى ديگر كسانى هستند كه ادعاى عفاف كرده و با تعابيرى همچون; من قلب پاكى دارم, خدا با قلبها كار دارد, آدم بايد چشمش پاك باشد و ... خود را سرگرم كرده و مصداق ((ليفجر امامه)) مى شوند. انسانهايى چنين بايد در قاموس انديشه خود نكته اى اساسى را بـنگارند و آن اين است كه درون پاك, بيرونى پاك مى پروراند و هرگز قلب پاك موجب بارور شدن ميوه ناپاكى به نام بى حجابى و بدحجابى نخواهد شد.
ادامه دارد
امروز یک آپ جدید می خوام داشته باشم متفاوت با همه آپهای دیگه!!!!

بهشت و جهنم وجود داره یا نه؟
من معتقدم به خاطر لطف لایزال خدواند جهنم وجود نداره و بهشت بی منتهاست و هر کس به اندازه لیاقتش از این بهشت خداوندی استفاده می کنه و هر چی درجه و مقامت بالاتر درجه قربت به خداوند بیشتر .. و هر چه کمتر، زجرت به علت دوری از خدا بیشتر!! و در واقع معتقدم جهنم برای درک و فهم دوری خدا گفته شده و زجرش برابر با همان آب جوشان و مذاب داغه!!!
ولی همسرم معتقده که هم بهشت وجود داره و هم جهنم و آیه های صریح در این رابطه در قران هست و گفتن این که جهنم وجود نداره گناه و کفره و سند و مدارک زیادی برای اثبات وجود مکانی برای جهنم وجود داره و جهنم جایی است که گناهکارای عالم باید در اونجا مجازات ببینند و به جزای اعمال بدشون مثل حیضی دزدی قتل و غارت و بی عدالتی برسن؟!!!
نظر شما چیه؟؟
منتظر نظرات شما هستم.............؟؟؟؟؟
یکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صیاد است که کبوتران را پر می دهد. و آن باغبان است که گل های سرخ را پرپر می کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر کرد.
دوم بار که عاشق شد، قلبش آهو بود و تن اش از ترمه و ترنم. اما عشق، آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمی کند، پس آهویش را درید و تن اش را به توفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق توفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم.
*
سوم بار که عاشق شد، قلبش عقاب بود و تن اش از تنه سرو. اما عشق، آن آسمان است که عقابان را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند.
پس عقابش در آسمان گم شد و تن اش تابوتی روان بر رود عشق.
*
و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزار بار.
هزار و یکم بار که عاشق شد، قلبش اسبی بود از پولاد و آتش و خون و تن اش از سنگ و غیرت و استخوان.
و عشق آمد در هیئت سواری با سپری و سلاحی بر قلبش نشست و عنانش را کشید، آنچنانکه قلبش از جا کنده شد.
سوار گفت: از این پس زندگی، میدان است و حریف، خداوند. پس قلبت را بیاموز که: عشق کار نازکان نرم نیست / عشق کار پهلوان است، ای پسر*
آنگاه تازیانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت. و آن روز، روز نخست عاشقی بود.
عرفان نظرآهاری
* بیتی از مولانا

بهار آمد و شمشادها جوان شده اند پرندگان مهاجر ترانه خوان شده اند
دوباره پنجره ها بال عشق وا کردند دوباره آيينه ها با تو مهربان شده اند
شکوفه های بهاری دوباره می خندند که ميزبان قدمهای ارغوان شده اند
فرارسیدن سال ۱۳۸۶ خورشیدی بر همه عاشقان و مریدان مبارک![]()
انشااله با سالی نو- دیدگانمان عاشق تر افکارمان وسیع تر و راهمان استوارتر باشه![]()
![]()
بیاییم عهد ببندیم
در سال جدید اشتباه و خطا ممنوع
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد
که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس

اجازه بدید امروز روی صحبتمون با دختر خانم های عزیز باشه!!دخترهای با ارزشی که خداوند بهشت برین رو نثار وجود پاکشون کرده و جاودانه مکانی رو در زیر پاهاشون سنگ فرش کرده...
دخترا روی صحبتم با شماست ...آره با شما هستم؟؟!! شمائی که دلتون سرشار از احساس ناب و دست نخوردست.. احساس پاکی که بوی عشق میده، بوی خدا میده، شمائی که دریای دلتون رو می سپارید به شناگرایی که اومدن لب ساحل دلتون تنها برای تفریح و خوش گذرونی اونایی که بعد از کلی گشت و گذار لب ساحل و توی آبی دریای دلتون، کلی آشغال می ریزند کثیف کاری می کنند و اون نمای زیبای ساحل آبی دریاتون رو از بین می برند
.. تا حالا نشستید فکر کنید که آیا ارزش داره که بزاریم هر کس از راه رسید بیاد و تو ساحلمون اتراق کنه و بعد از کلی تفریح و تفرج پشتش و بهمون بکنه و بره به امون خدا و شما بمونید و یک عالم آلودگی- بیائیم دلمون رو خصوصی سازیش کنیم تابلو شنا کردن ممنوع بزنیم اتراق ممنوع بزنیم بیاییم !!!پلاژهای خصوصی بزنیم که تنها ورودیهای اون عزیزانمون و همسر آیندمون باشه- کسایی که قراره تا آخر عمر لب این ساحل بشینن و زیبایی این دریایی آبی بیکران رو نظاره کنند
اونایی که برای سلامت و بهداشت روانی ما ارزش قائلند.. بیائید آبی دلمون رو آبی تر جلوه بدیم...
اهای دخترای معصوم با شمام !!! تا حالا شده بشینین رو بروی آینه و به جای اینکه بزک دوزک کنید و به چهره زیبا شده خودتون نگاه کنید به پاکی چهرتون توجه کنید؟
تا حالا شده که بعد از هر عمل اشتباهی برید و چشماتون رو تو آیینه ببینید و میزان پاکی از دست رفتشو محک بزنید..تا حالا شده خدا رو پشت چهره های معصوم و بی گناهتون جستجو کنید
- حیف نیست این چهره های ناب رو بسپاریم دست وسایل آرایشی که چی که یک مشت جوون چشم ناپاک بیان و لذت مجانی ببرند- حیف نیست که به راحتی و ارزان در اختیار گشنه دلانی قرار بگیریم که دنبال سیر کردن هوسهای شومشون هستند و با نگاههای کثیف و پلیدشون تمامی وجود ما رو به زیر سوال می برند؟ حیف نیست که بکری وجودمون رو آدمهایی که بویی از انسانیت نبردند کشف کنند و به تاراج ببرند؟
دست نگهدارید.....ایسسسسست!!!!
بخودمون بیائیم – خودمون رو بشناسیم – خودمون رو کشف کنیم – قابلیت هامون رو بشناسیم و بدونیم چه گوهرهای نابی هستیم و چه ارزشهایی داریم و نزاریم که ارزشهامون زیر سوال بره نزاریم بهمون بگن دخترای دست به نقد – بزاریم بهمون بگن یک پارچه خانومیت
روزا که از خواب پا میشیم بریم جلوی آیینه بگیم سلام خدا- امروزم برای توست من رو برای خودت پاک و طیب نگهدار – خدایا بر ارزشهای من بیفزا و پاکی چهره من و نورانیت درونم رو صدچندان کن (الهی آمین)![]()
بعد از هر عمل اشتباهی بریم جلوی آیینه و دلمون بسوزه که از نور بندگی چشمامون کم شده و دوباره بدستش بیاریم- ![]()
بیائیم دست به دست هم بدیم – هر یکیمون بشیم فاطمه- بشیم زینب – عفت و یکرنگی رو هدیه بدیم به نسلهای بعد به فرزندانمون به همسرانمون و به خانواده های عزیزمون![]()
بیائید از امروز خودمون باشیم تا گوهرهای درونیمون رو از دست ندادیم.. تا دستمالی چشمهای هرزه نشدیم .. تا پشیمون نشدیم خودمون رو دریابیم ....به امید حق

روي صحبتم با شما آقا پسراي گله آره با شما هستم شمايي که قصد داری يک دختر پاک و ساده رو به خودت علاقه مند و وابسته کنی؟!! آيا تا حالا نشستيد فکر کنيد که برای رسیدن به اهدافتون (که اکثرا سو استفاده جنسیه ) موفقيت از آن شما هست يا نه !!! پس اين رو بدونيد خودتون رو هم که بکشید نمیتونید دامن یه دختر پاک رو لکه دار کنید، در ثاني اگر بعد از همه اين دوستي و شکستهاي روحي بوجود آمده براي اون دختر اگر وارد زندگي زنا شويي شد ، دلش هوای شما رو کرد ( که خيانت صد در صد به حريم زندگي خصوصيشه) اين شمائيد که چوب اين عمل رو خواهيد خورد. آيا تا به حال فکر کرديد که اگر از ناموس مردم سو استفاده کرديد روزي خواهد رسيد که کسی از ناموس شما سوء استفاده کنه ... اين قانون طبيعته " هر عملي را عکس العملي است"
اگر دنبال محبتيد نه خواري بکشيد و نه خوار کنيد!! بزرگ عمل کنيد. تنهايي بهتر از گدايي کردن محبته... محبت را خالصانه جستجو کنيد و محبتتون را خالصانه به کسي تقديم کنيد که قراره روحتون رو باهاش به اشتراک بزاريد.. بيائيد زيبا و دلپسند زندگي کنيم... برچسبهاي نامردي رو از روي اسم مرد بر داريم و مردونگي رو در حد مردان بزرگ خدا ثابت کنيم...
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را اين آتش عشق است نسوزد همه کس را

اکثر جوونهای ما خواستار روابط آزاد قبل ازدواج هستند تحت این عنوان که انسان با کسی که میخواد یه عمر زندگی کنه باید بشناسش و با خلق و خوی هم آشنا شن .در این بحث به اشتباه بودن این روابط میپردازیم .
اولا خانومهایی که از این حرفهای قشنگ می زنند اینو بدونن اگه روابط آزاد باشه و دو نفر با هم ارتباط داشته باشن و مثلا میخوان بعد مدتی هم با هم ازدواج کنند (خیال پردازا)آقایون به یک نفر اکتفا نمیکنند ودختران بیشتر مورد سو استفاده قرار خواهند گرفت. پسرها خدا وکیلی اگه روابط آزاد باشه به یک نفر اکتفا میکنید؟
پس در این روابط بیشتر خانومها متضرر میشوند چه روحی و چه........
چقدر خوبه انسان اولین باری که با جنس مخالفش رابطه داره همسر آیندش باشه.ببینید از خودتون بپرسین چرا اکثر ازدواجهای روستاییان موفق تر از ما مثلا روشنفکراست؟ جوابتونو میدم اما صبر داشته باشید .
ببینید همه ما دارای یه سری عیبها و نواقص هستیم که ممکنه برای طرف مقابلمون نا خوشایند باشه اما کسی که برای اولین باربا غیر همجنسش ارتباط برقرار میکنه و با اون قرار زندگی کنه راحت میتونه با این نواقص کنار بیاد اون شور و شوق ارتباط و جدیدی اون و تحولی که در زندگی این فرد ایجاد کرده همه ی این عیبها رو تحت پوشش قرار میده و به قول ما به چشمش نمیاد و دقیقا عکس این موضوع هر چه این ارتباطات بیشتر باشه عیبهای طرف مقابل به همون نسبت بیشتر به چشم میاد چون دایما در ذهنمون در حال مقایسه هستیم . اینجوریه که فکر میکنیم پر عیب ترین همسر دنیا رو داریم و با کوچکترین تنشی زندگیها از هم پاشیده میشه .![]()
موضوع بعد اینکه کسی که با کلی آدم ابراز احساسات کرده عشقولانه در کرده ،دل داده ودل گرفته ،ستاره ی امیدشو تو چشم اینو اون دیده ،شوالیه با اسب سیاهش ده بار اومده و رفته
معلوم حوصله ی ابراز احساسات با همسر خستشو که از سر کار اومده رو نداره .یه ذره قیا فش به هم ریخته باشه تحمل نداره .بابا ابراز احساسات جهنم یه چایی بدون قرقر بده نخاستیم.
نکته ی خیلی مهم از اشتباه بودن این روابط اینه که اکثرا در این روابط دروغ میگن (احساسی نشو ."من همه چیز و به ساسان راست گفتم "از کجا میدونی اون راست گفته ؟بعدشم عجله نکن تازه کاری ،یاد میگیری چی بگی تا دل بدست بیاری
)علاوه بر دروغ ،تهمت، ناسزا،و......... میشه که اینا کم کم شخصیت انسان و عوض میکنه .
نکته ی دیگه این که این روابط بیشتر ذهن آدمو مشغول میکنه و آدم و از استعدادها و پیشرفت دور میکنه حالا آخرش چی؟ یه مشت آه و ناله و نفرین و یه دشمن جدید .
از نظر روانی هم که نگو، فکر میکنین چرا دختر عموی مظلومتون که قبل دانشگاه یه دختر ساکت و سر به زیر بوده حالا راحت سر مامانش داد میزنه ،نکنه مترقی شده؟نه بابا آقا هومن که همه ی زندیگیشو به پاش میریخته حالا تو غربت تنهاش گذاشته ،حوصله ی مامانشو نداره .حالا اون فردا میخواد حوصله ی شوهرشو داشته باشه؟
این روابط چون اکثرا نا فرجام ، تاثیر بدی در روحیه ی آدم میزاره جوری که بعضی وقتها حو صله ی خودتم نداری (جون من دروغ میگم؟)
دوستان گلم حالا بشینین فکر کنین آیا ارزش داره این همه چیزو از دست بدیم آخرشم هیچ باور کنین هیچ .اگه یکیو دوست داشته باشی و بهش نرسی که کلی وقتت رفته و ......... تا چند وقتم برای عشق پوچت (اگه باور ندارین پوچه از اونایی که به عشقا شون رسیدن بپرسین،اکثر ازدواجهای دانشجویی بر مبنای همین مثلا عشق صورت میگیره که آمار طلاق ازدواجهای دانشجویی .........
) اگرم یه مشکلی تو این روابط پیش بیاد که دو نفر نسبت به هم تنفر پیداکنند که بازم جز نفرین و اه و ناله چیزی نمیمونه بد تر از اون احساس نارضایتی خدا از ما ،بیاید دلمونو به قطره ندیم وقتی دریا هست .به خدا اگه لذت با خدا بودن و حس کنیم دیگه هیچ چیز برامون جذابیت نداره که بریم سمتش .
دلت را خانه ی ما کن مصفا کردنش با من .........

این اولین پست من و همسرم خدمت شما خدائیان عزیز می باشد.. با قدوم سبزتون ادامه این راه رو برای ما هموار کنید ...![]()
![]()
